اخبار > در مصر چه خبر است ؟
 


  چاپ        ارسال به دوست

در مصر چه خبر است ؟


/نگاهی به جریان های سیاسی فعال در تحولات مصر

سرانجام دومينوي اعتراضات مدني بار ديگر به مصر رسيده، امروز بسياري از دفاتر حزب آزادي و عدالت كه محمد مرسي به آن وابسته است به آتش كشيده شد و اكنون نيز تظاهرات گسترده اي عليه مرسي در بسياري از شهرهاي مصر در جريان است. در ميدان تحرير قاهره نيز معترضين به مرسي، تجمعي وسيع را شكل داده اند. در برخي شهرها درگيري هاي مسلحانه رخ داده و در چند شهر نيز پليس و ارتش وارد صحنه شده اند. اين وقايع بهانه اي شده تا نگاهي داشته باشيم به بازيگران و آينده عرصه سياسي مصر.

برخي از تحليل گران، با انتخاب محمد مرسي به رياست جمهوري مصر، خبر از پايان نيافتن چهار سال زمامداري او داده بودند، ادعايي كه ظاهراً اين روزها بيشتر به واقعيت نزديك مي شود. انقلاب مصر را از ابتدا هم اسلام گرايان شروع نكردند، بلكه اين جريانهاي ليبرال و جوانان موسوم به "جنبش۶ مارس" بودند كه در آتش اعتراض به حكومت حسني مبارك دميدند و آن را شعله ور ساختند. حتي تشكيلات مهمي چون الازهر نيز قسمت عمده اي از مسير انقلاب را در كنار معترضين نبود. اما اين جمعيت اخوان المسليمن بود كه با سابقه چندين دهه مبارزه عليه حكومت مصر و داشتن ساختار فراگير حزبي، توانست از سفره پهن شده، بيشترين بهره را ببرد و به رياست جمهوري مصر برسد. گرچه محمد مرسي، گزينه اول اخوان المسلمين براي رياست جمهوري نبود، اما با رد شدن گزينه اوليه آنها، اخواني ها مجبور به حمايت از مرسي شدند.

در حال حاضر تحولات مصر، چهار بازيگر عمده دارد كه در اين برهه به نقش آفريني مشغول هستند:

اخوان المسلمين
اين گروه كه به اجماع همه مردم مصر در طول دهه هاي گذشته هزينه زیادی را در مقابله با نظام سابق مصر داده است، و بسياري از رهبران خود را در زندان يا اعدام شده توسط رژيم گذشته ديده است، اكثريت نسبي را در ميان مردم دارا مي باشد و با توجه به اين فاكتورها، خود را محق در سهم بيشتر از اداره جامعه مي بيند. امري كه به مذاق بقيه بازيگران چندان خوش نمي آيد. اخوان المسلمين اكنون زمامدار كشور مصر مي باشند.

سلفي ها
اين دسته گرچه با اخوان المسلمين، بر سر نوع حكومت و روش حكومت داري، اختلاف بنيادين دارند و در طول انقلاب مصر هم موضعي بينابيني داشتند، يعني خواهان رفتن مبارك و تغيير نظام بودند اما از به روي كار آمدن ليبرالها هم بيمناك بودند، لذا در مقاطعي حكم به حرمت اعتراض و تظاهرات عليه حكومت مصر مي دادند. در مقاطعي هم بدنه حامي خود را به اعتراضات مي فرستاند. اين جريان كه به تندروي و خشونت در مبارزه مشهورند، در انتخابات گذشته رياست جمهوري مصر در دور اول شكست خوردند و در دور دوم به حمايت اجباري از مرسي پرداختند.

ليبرالها
اين گروه از مصريها، كه به شدت با گروه هاي اسلام گرا مشكل دارند، به هواي تشكيل يك حكومت ليبرال دموكرات، به سازماندهي اعتراضها و انقلاب عليه حكومت حسني مبارك پرداختند. گرچه افرادي مثل عمر موسي و محمد البرادعي، ترجيح مي دادند به شيوه اي مسالمت آميزتر، حكومت را از حسني مبارك تحويل بگيرند و با ايجاد برخي اصلاحات به سمت يك مصر ليبرال دموكرات بروند، اما با ورود اخوان المسلمين و بدنه مردمي اين جريان، رقابت رياست جمهوري را باختند. برخي ها معتقدند كه بيشتر اعتراضات فعلي از سوي اين جريان سازماندهي مي شود و به نوعي، گروهي كه به صورت عرفي بايد بيشترين پايبندي به قواعد دموكراتيك را داشته باشد، الان به شيوه هاي غیردمکراتیک روي آورده اند و در پي به هم زدن صحنه بازي هستند.

نظاميها
در ميان تعجب همگان، دموكرات ترين بازيگران عرصه تحولات مصر، همين جريان نظامي ها هستند. اين جريان كه قبلا هم در پذيرش سقوط حسني مبارك و قدرت گرفتن محمد مرسي و رياست جمهوري وي، همكاري تعجب برانگيزي با خواسته هاي مردم داشتند، اكنون نيز با بي طرفي در پي سر و سامان دادن اوضاع هستند. گرچه شايد براي نظاميها و در كل، بازماندگان نظام سابق، مطلوب تر باشد كه فردي ليبرال تر و بدون صبغه مذهبي در راس امور مصر باشد. اما گويا فعلا ترجيح داده اند كه نظاره گر بازي باشند.

با وجود اين بازيگران كه ذكر شد، كماكان تحولات مصر، پيچيده و مبهم خواهد بود. در روزهاي گذشته چند نفر كشته شدند و امروز هم چند دفتر اخوان المسلمين به آتش كشيده شد. تجمع مخالفين هم در ميدان تحرير قاهره ادامه دارد. گرچه طرفداران مرسي هم به اردو كشي خياباني در روزهاي گذشته و امروز پرداخته اند. اما فعلا آتش خشم مخالفين مرسي برافروخته تر بوده و جدي تر به نظر مي رسند. در يك سالي كه از رياست مرسي مي گذرد، چندين بار اعتراضات خياباني و نا آرامي هاي مختلف رخ داده است كه اين بار اما كمي جدي تر به نظر مي رسد. به هر حال احتمالا سلفي ها كه در انتخابات گذشته فهميده اند، وزن لازم براي تعيين رئيس جمهور را ندارند، به حمايت از مرسي به عنوان گزينه كم خطرتر براي اين جريان ادامه دهند. از سوي ديگر خود جريان اخوان المسلمين نيز به اين راحتي راضي به از دست دادن قدرت نمي شوند و با داشتن بدنه مردمي، در اين مقطع، سعي در آرام كردن فضا خواهند داشت، زيرا اخوان مطمئن است كه اگر حمايت سلفي ها را داشته باشد، قطعاً راي اكثريت مصر را در اختيار دارد، پس نگراني از بابت حفظ قدرت ندارد.

آنچه براي اخوان در اين برهه مهم است اين است كه بتواند قدرت مديريت و اداره خود را نشان دهد. ليبرالها اما در اين عرصه، به طور كامل از استراتژي "سنگ مفت، گنجشك مفت" استفاده مي كنند، اين جريان كه خود و بدنه اجتماعي اش را شروع كننده تحولات مصر و حركت منجر به سرنگوني مبارك مي داند، از اين كه هيچ سهمي در اداره كشور و رياست بر آن ندارد بسيار ناراضي است، حتي اگر اين سهم نبردن، نتيجه يك رقابت دموكراتيك باشد. گرچه اين جريان مي داند كه در انتخابات دوباره مصر هم شانس بسيار كمي براي پيروزي دارد، اما به دنبال اين است كه با پايين كشيدن مرسي، توانايي خود را نشان دهد و از سوي ديگر، قدرت چانه زني خود را براي گرفتن سهم بيشتر از اداره جامعه بالا ببرد. حداقل هم اين است كه فرد معتدل تر و نزديكتري به غرب به قدرت برسد، تا اينها بتوانند از اهرم فشار بين المللي استفاده كرده و نقش پررنگتري در مصر ايفا نمايند.

روزهاي آينده، براي مصر روزهاي سرنوشت سازي خواهد بود، از يك سو مرسي و حكومت وي سعي در آرام كردن فضا با كمترين امتيازدهي به مخالفين خواهند كرد و از سوي ديگر، ليبرالها سعي در پايين كشيدن مرسي از قدرت مي نمايند، امري كه به نظر بعيد مي رسد. در اين ميان ورود نظاميها به نفع يكي از طرفين مي تواند معادله را به هم بزند. نظاميها اگر احساس كنند كه امكان تغيير مرسي وجود دارد، و بدنه مردمي ليبرالها را گسترده تشخيص دهند، به نفع ليبرالها وارد مي شوند، و الّا ترجيح مي دهند كه اصول رقابت دموكراتيك را رعايت كنند و مرسي را سه سال ديگر هم تحمل نمايند. شايد يكي از مشكلات مصر و جريان اخوان اين است كه در عين بي تجربه گي در امر اداره كشور و سياست، نه آنقدر تندرو هستند كه حمايت كشورهايي مثل عربستان و قطر را به همراه داشته باشند و بتوانند با حمايت اقتصادي اينها اوضاع مردم را به سامان كنند، و نه هم آنقدر غربگرا هستند كه كشورهاي اروپايي و آمريكا را تمام قد پشت سر خود ببينند. به علت كمبود منابع و ثروت، براي كشورهاي دندان گرد شرقي چون روسيه و چين هم جذابيتي ندارند. شايد اين مشكل هويتي زمامداران مصر است كه دست آنها را در باز كردن گره ها بسته است. احتمال دارد در اين نا آرامي ها و چانه زني ها، مصر هم به سمت يكي از بلوكهاي نوظهور جهان نوين كشيده شود.


١٠:٤٨ - چهارشنبه ١٢ تير ١٣٩٢    /    عدد : ٢٧٩٧٧١    /    تعداد نمایش : ١٠٥٥


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




عنوان

لینک ها

 

پیوند ها
Error on query in tag id=37